تنهاترین تنها
غريب و بی کس تنها شد اين دل نصيب ما نشد يک قطره باران دل ديوانه را عاشق ترين کرد وجود خنده ای بر ما گران شد زمين و اسمان از هم گسسته نمی دانم چرا من را فدا کرد؟
داغون و نابود کرده ضربه سنگيني کوبوند من ميگم بهم نگاه آن من ميگم بمون هميشه تو ميگي ببين نميشه من مي گم هدف وصاله تو ولي ميگي محاله من ميگم خيلي ديوونم تو ميگي آره مي دونم من ميگم بهم نظر آن تو ولي ميگي سفر آن من ميگم واست مي ميرم تو ميگي نمي پذيرم من ميگم باز شدي حيروون ؟ تو ميگي بيچاره مجنون من ميگم تو خيلي نازي تو ميگي غرق نيازي من ميگم تنهايي سخته تو ميگي اين دست بخته
اگه کلمه دوست دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست
اگه کلمه دوست دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست
اگه کلمه دوست دارم پایان همه جدایی هاست
اگه کلمه دوست دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست
اگه کلمه دوست دارم کلید زندان من و توست
پس با تمام وجود فریاد میزنم 
نمی دانم چرا رسوا شد اين دل
نمی دانم چرا از ابر گريان
نميدانم چرا با من چنين کرد
نمی دانم چرا سبزی خزان شد
نمی دانم چرا دلها شکسته
نمی دانم چرا من را فدا کرد؟

تو ميگي آه جون فدا آن
من ميگم چشات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم چه قدر تو ماهي
تو ميگي اول راهي
من مي گم خيلي غريبم
تو ميگي نده فريبم
من ميگم خوابت رو ديدم
تو ميگي ديگه بريدم
من ميگم يه عمره سوختم
تو ميگي قلبم رو دوختم
من ميگم چشمات و وا آن
تو ميگي من و رها آن
من ميگم دلم شكسته ست
تو ميگي خوب ميشه خسته ست
من ميگم بشين كنارم
تو ميگي دوستت ندارم
من ميگم واسم دعا آن
تو ميگي نذر رضا آن
من ميگم قلبم رو نشكن
تو ميگي من مي شكنم من ؟
من ميگم شدم فراموش؟
تو ميگي نه ، رفتم از هوش
من ميگم آه رفتم از ياد ؟
تو ميگي نه مرده فرهاد
من ميگم ازم بريدي ؟
تو مي پرسي نا اميدي ؟
من ميگم واسم عزيزي
تو ميگي زبون ميريزي؟
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي ؟
من ميگم آردم تعجب
تو ميگي ديگه بگو خب
من ميگم دل تو رفته
تو ميگي هفت روزه هفته
من ميگم راه تو دوره
تو ميگي چاره عبوره
عشق امد مهربانی زنده شد
یادمان باشد جوانی زنده شد
عشق امد خام سوزی ها گذشت
روز گار تیره روزی ها گذشت
عشق امد تا سحر زیبا شود 
رو به دلها روزی پیدا شود
عشق امد عاشقی ها پا گرفت
کار مجنون باز هم بالا گرفت
عشق امد با همه دشواریش
تیشه خون الود شیرین کاریش
عشق امد خیش را معنا کند 
نان واب تازه ای پیدا کند


تنــــــها با تو
تا اوج عشـــــــق
هـم
پـــــــــــــروازم
با قلب تودلدارمن هم آوازم
هـــــــــــــــــــم
آوائـــــــــــــــــــی
با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائی
تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدائی
دلگرمی
عاشــــــــــقای بیصــــــــــــدائیــــــــــم
ما، دل میبازیم دریادریا
،تابیکران،عاشقای بی پروائیم
تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، ای
مهـــــــــــــــــــــربان
چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من
بتــــــــــــــــــــاب
تا بیـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل
مهتــــــــــــــــــــــاب
مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان میسـوزم ای آرام
جـــان
بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب
ما؛
فریــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمی
اشقــــــــــــای
بیصــــــــــــــــــــدائیم
ما؛ دل میبازیم دریا دریا تا بیکران
عاشقـــــــای بی پــــروائیـــــــــم
ای تورؤیـای شبهای مـــــــن
عشقو ببین تو چشمای من
دستاتوتو دســت من بگذاردرلحظه های
دیـدار



| Design By : RoozGozar.com |






































































